X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 25 تیر‌ماه سال 1386
می خواهم در مورد وضع فرهنگی دانشگاه ها صحبت کنم کسانی که تا به حال دانشگاه نرفته اند یا دانشجو نشده اند شاید با خواندن این مطلب تصور کنند من به طور کلی با دانشگاه های ایران و دانشجویان ایرانی مخالف هستم اما می خواهم عرض کنم در دانشگاه ها که مراکز تحصیلات عالیه است عده ای از دانشجویان هستند که گاهی وقتها اعمال و کار هایی از آنها دیده می شود که بسیار مذموم و قبیح است و گاهی هم در شان سن و سال آنها نیست که واقعا انسان شک می کند به دانشجو بودن آنها چند نمونه ذکر می کنم:داشتن شکل و ظاهر های زننده و عجیب و غریب،مزه پرانی و متلک گویی به استادان و هم کلاسی ها ،گفتن حرف های زشت و رکیک به خودشان و دیگران ،نوشتن حرف های زشت و رکیک در مکان های مختلف مثل سالنهای مطالعه و حتی سرویس های بهداشتی،کندن و پاره کردن لیست نمرات استادان و حتی من دیده ام که کنار اسم استاد مربوطه و یا دانشجویان علامت می گذارند و مزه پرانی می کنند که خودم عده ای از دوستانم را می شناسم که نمره یا نمراتی برایشان اهمیت زیادی داشته است اما عده ای از روی حسادت و یا ناراحتی از نمره خودشان لیست نمرات را پاره می کنند یا می کنند ،در سالن های مطالعه به جای مطالعه کردن با صدای بلند با دوستانشان صحبت می کنند و یا حتی می خوابند .در محوطه دانشگاه روی نیمکت با دوستانشان در حال فرستادن sms یا به قول خودشان Bluetooth بازی هستند .
اینها نمونه های اندکی از وضع فرهنگی دانشگاه های ایران است شاید شما بگویید چه کسی به خاطر خود علم و درس به دانشگاه آمده است همه دنبال مدرک هستند پس چرا ما به این مسایل اهمیت بدهیم؟
من در پاسخ می خواهم عرض کنم که این استدلال اشتباه است که چون دیگران کارهای اشتباهی انجام می دهند چرا ما انجام ندهیم اگر اینطور استدلال کنیم و بیاندیشیم که ما با دیگران تفاوتی نداریم
متاسفانه دانشگاه ها غیر دولتی و به خصوص دانشگاه های آزاد به تدریج دارند ظرفیت پذیرششان را بدون هیچ نوع برنامه ریزی افزایش می دهند در حقیقت به دانشجویان دید تجاری دارند یعنی هر کس که توانایی و استطاعت پرداخت شهریه را داشته باشد می تواند وارد دانشگاه آزاد شود بدون آن که خصوصیات شخصیتی و اخلاقی وی مورد نظر باشد به همین خاطر است که متاسفانه سطح فرهنگی دانشگاه های آزاد سال به سال پایینتر می آید و به همین سبب به تدریج بهترین اساتید این دانشگاه ها هم یا رفتن را به ماندن ترجیح می دهند یا اگر هم با اصرار بمانند شیوه تدریس و اخلاق و رفتارشان به کلی عوض می شود و دیگر آن استاد خوب و خوش اخلاق سابق نیستند.